زهرا اسلامى فرد
115
تاريخ فرهنگ و تمدن اسلام ( فارسي )
را ذكر مىكند و سپس نظر فقهى خود را بيان مىدارد . مذهب مالكى بيشتر در اندلس و بلاد مغرب و آفريقا گسترش يافت . 3 . مذهب شافعى : اين مذهب به محمدبن ادريس شافعى ( 198 ق ) نسبت داده مىشود . وى كه از اهل حديث بهشمار مىرفت ، از شاگردان مالكبن انس بود كه در ابتدا مذهب او را ترويج مىكرد ، اما چون به مصر رفت ، در برخى مسائل از مالك انتقاد كرد و مورد غضب پيروان او قرار گرفت . شافعى كتابى به نام الأمّ دارد كه به چند روايت منتشر شده و مطالب آنها با يكديگر متفاوت است . مذهب او در مصر و نواحى آن و نيز در بلاد شام پيروانى يافت . 4 . مذهب حنبلى : اين مذهب منسوب به احمدبن محمدبن حنبل ، ( 241 ق ) است . فقه او مبتنى بر قرآن و حديث بود و جز آن را بدعت مىدانست ، از اينرو برخى وى را محدث مىدانند تا فقيه . او با آنكه در عملِ به حديث شهرت داشت و با رأى و قياس و علم كلام مخالف بود ، به « مصالح مرسله » « 1 » عمل مىكرد . اين مذهب را ابنتيميه و شاگردش ابنقيم جوزى و قرنها بعد نيز محمدبن عبدالوهاب ( بنيانگذار وهابيت ) تقويت نمودند . پيروان اين مذهب بيشتر در نجد و حجاز زندگى مىكنند . « 2 » در اينجا بايد به دو نكته اشاره داشت : 1 . اينكه مؤسسان مذاهب چهارگانه اهلسنت - با واسطه يا بىواسطه - از شاگردان امامصادق ( ع ) بهشمار مىرفتهاند ؛ بدين بيان كه ابوحنيفه و مالك مستقيماً در خدمت امام بودهاند ، اما شافعى شاگرد ابنمالك بوده و احمدبن حنبل نيز شاگرد شافعى . 2 . اهلسنت با رسميت بخشيدن به اين مذاهب ، راه اجتهاد و استنباط را بستهاند و در طول قرون متمادى ، فقهاى آنان تنها راويان فتواهاى آن چهار نفر بوده ، يا نظريات آنها را شرح و بسط دادهاند . « 3 » البته شايان ذكر است از حدود سده سيزدهم هجرى كه تحولاتى چشمگير در جهان
--> ( 1 ) . مصالح مرسله بالاتر از قياس است و آن اينكه اگر مصلحت جامعه اقتضا كرد ، مىتوان مجازاتهايى را براى كارهايى مقرر نمود ( اگرچه در شرع نيامده باشد ) يا بهاجبار در خانه كسى سكونت كرد . ( 2 ) . يعقوب جعفرى ، مسلمانان در بستر تاريخ ، ص 219 - 217 . ( 3 ) . همان ، ص 219 ؛ اسد حيدر ، الامام الصادق و المذاهب الاربعه ، ج 1 ، ص 178 .